MONSTER

p⁹

یونگی: میاین خونه ی من

جیمین: ها
ته ته: بزار حرفمو تموم کنممممم
جین: وادفاک
جیهوپ: عاممممم
هانسو:.....
نامجون: یه جای کار میلنگه
جونگکوک: مادر@!&# یک ساله دارم دارم میگم بیام خونت میگی نه
بعد الان حرفش تموم نشده میگی ارهههههه


یونگی: گوه نخوریدددد
چون خونه خودم راحتم گفتم

نامجون: معلومه
خیلیییییی معلومههعههه

جیمین: حالا ولش

ته ته: خب این ولش
بچرو از کجا بگیریم

هانسو: اسباب بازیه مگه
حتما یه جا بهمون تحول میدن

جیهوپ: تحویل میدن چیهه
پست دارن تحویل میدن

نامجون: چقدر خنگین شماااا

جی کی:ببخشید ما مثل شما کتاب نمیخونیم

یونگی : حالا اون همه کتابم میخونه درسش مالی نیست

نامجون: گوه خوردم:)

(پرش به تحویل بچه
چون گشادم)

گروها دور هم جمع شدن تا بچه ها اونارو انتخاب کنن
اکثرا همه بچه های ۷ یا ۸ ساله بودن چون این سن به پایین نیاز به مراقبت بالا تری داشت
ولی بچه های ۷ یا ۸ ساله به سنی رسیدن که کارای خصوصی از جمله سرویس بهداشتی و لباس پوشیدن و بلدن

بچه ها به صف شدن و هر کردم گروهی رو انتخاب کردن

برای گروه نامی

یه پسر بچه اروم کتاب خون پیدا شد

ظاهر: پسر بچه ای بلند ولی اندازه سنش
تو پر و گرد
موهای به هم ریخته ولی مرتب
عینک گرد و....

نامجون: ای گوگولییییییی

جیهوپ: خودم شر و شیطونت میکنممم

هانسو: درسش صد در صد خوبه

جین: ای جان پوستش چه خوبههههه


(جین عزیزوم به پوستش چه کار داریییییی)

و برای گروه یونگی

یه دختر بچه ی تخس شیطون پیدا شد

ظاهر: یه بچه توپولی ولی نه زیاد گرد و بانمک ولی به شدت شیطون
موهای بلند تا باسنش و چتری و.....

یونگی:کارمون ساختست

جیمین: احساس میکنم قراره به گوه خوردن بیوفتیم

ته ته: ای جانننن بچه مورد علاقممممم

جونگکوک: فقط میتونم بگم
کمک:)



و تماممممم

خسته شدممممممم
ایده کم اوردممممممم
ععععععععععععععععععععععععععععع
کومکککککککک
بعد این دو دقیقه دیگه پارت بعدم میزارم
دیدگاه ها (۳)

MONSTER

MONSTER

MONSTER

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط